تبليغاتX
نوبت نازی برای صحبت

نوبت نازی برای صحبت

روزنوشتهای یک تبعیدی معترض

شعار محوری تظاهرات 27 شهریور

تظاهرات 27 شهریور (روز قدس ) می تواند بر یکی از مهمترین مطالبات جنبش سبز متمرکز شود: ضرورت بازسازی اعتبار جهانی و آبروی بین المللی مردم و کشور ایران. اینکه جهانیان بدانند همراهی با تروریست های بین المللی صرفاً رفتار، ذات و ویژگی جمهوری اسلامی است و ارتباطی با عقاید و خواست های مردم ایران ندارد. مردمی که در طول تاریخ نشان داده اند دیگر پذیر و صلح جو هستند . فراموش نکینم که ایران تنها کشور کهنسال جهان است که هرگز درآن نسل کشی و تصفیه قومی  ومذهبی رخ نداده است . رژیم جمهوری اسلامی بقای خود را در پیوند داشتن با تروریسم بین المللی ميداند. هر كجا بنیاد گرای جنایتکاری هست ، رژیم هم علنی یا غیر علنی از آن حمایت می کند . مظلومیت مردم غزه و فلسطین و لبنان البته موضوعی انکار ناپذیر است و همچون همه ملتهای دیگر باید مورد حمایت مردم ایران باشند ، اما همانقدر ، بله همانقدر ، دیگر مردم جهان، دیگر مذاهب جهان و دیگر نژادهای جهان و البته پیش از همه آنها خود مردم ، اقوام و مذاهب ایرانی نیازمند حمایت هستند. وقت آن رسیده اتهام دائمی تروریست بودن را از پیشانی ایرانیان پاک کنیم . ما ایرانی هستیم ، مردمی دیگر پذیر و مهربان . در سیاست خارجی می گوییم اولویت با حفظ منافع مردم ایران است و البته چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . به همین خاطر در 27 شهریور متمرکز می شویم بر همین شعار که : " نه غزه نه لبنان ، فقط مردم ایران " شعاری که در همه تجمعات قبلی مردم در دو ماه گذشته نیز سر داده شده است .

جمعه 27 شهریور همه با هم این شعار را در خیابانها فریاد خواهند زد تا جهانیان بدانند رفتار تروریستی عمال و مزدوران جمهوری اسلامی در دیگر نقاط جهان، هیچ ارتباطی با منش وروحیه مردم ایران ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:33  توسط نازی مانوی  | 

انصافا "استاد شجريان" كم است، بگوييم "خدا شجريان"

من هم مثل همه هموطنانم از ديشب دارم در ذوق صحبتهاي استاد شجريان در تلويزيون آمريكه به سر مي برم. اين هم فقط از طرفه جمهوري اسلامي بر مي آيد كه مردمي بزرگترين چهره تاريخ موسيقي شان را بعد از سي سال آن هم در يك تلويزيون مثلا ممنوعه ببينند. استاد بي پروا هر آنچه را كه لازم بود گفت و بار ديگر بر اين نكته تاكيد كرد كه جنبش مردم ايران مهار نشدني است و رژيم ديگر تواني براي اداره كشور ندارد. دوست جوانسالي دارم كه پريروز بعد از شنيدن ترانه اخير استاد براي جنبش سبز بي اختيار گفت: انصافا استاد شجريان كم است، از اين به بعد بگوييم خدا شجريان! انصافا خوب كفري گفته است . .!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 13:27  توسط نازی مانوی  | 

این رعا را هر روز بخوانیم، هر روز

ای بدترین سی سال زندگی ملت من، برو که برنگردی . . برو ، برو ، برو . . .
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 19:13  توسط نازی مانوی  | 

بهترین توصیف برای هشت سال ریاست جمهوری خاتمی

این یک داستان مینیمالیستی است که نمیدانم چند سال پیش آن را کجا خواندم. اما با توجه به احتمال کاندیدا شدن دوباره خاتمی و اینکه تصور می کنم این داستان بهترین توصیف برای هشت سال ریاست جمهوری قبلی وی است توصیه می کنم که دوستان هم آن را بخوانند:

دگردیسی

اسب بود. از بس کندروی کرد خر شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:16  توسط نازی مانوی  | 

خواهر نگاهت رو درویش کن!!

یک فاطی کوماندوی هیز!! البته از نوع خارجی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 19:13  توسط نازی مانوی  | 

پاره ترین رئیس جمهور مردمی جهان!

قبلا میگفتند رئیس جمهور باید مردمی و خاکی باشد. عکس زیر نشان می دهد احمدی نژاد در این باره فراتر رفته و برای درنوردیدن مرزهای پوپولیسم ( که متاسفانه هنوز هم موثرترین روش سیاسی در جامعه ایران است) به صفت تازه ای تحت عنوان پارگی روی آورده است. صفتی که احتمالا منحصر به اوست و بعید است روسای جمهور بورکینافاسو و آنگولا هم قصدی برای تصاحب آن داشته باشند.!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 19:53  توسط نازی مانوی  | 

دستاویز همه ترسوهای ناتوان بی عرضه

" ما برای کسب تجربه امده بودیم. همین که تونسته ایم در المپیک حاضر باشیم خودش افتخار بزرگی است." این حرف نود درصد لشگر شکست خورده ایران در المپیک ۲۰۰۸ است. سی سال است که همین حرف را میزنند. چهار سال قبل در آتن، هشت سال قبل در آتالانتا، دوازده سال قبل در یک جای دیگر جهان همین طور برو تا اخر دارند تجربه کسب میکنند و راضی اند به صرف حضور در المپیک. و این ملت افسرده بی توقع خاموش ساکت هم طوری نجیبانه برخورد میکند که انگار واقعا این دیگر دوره اخر تجربه اندوزی بود و از دوره بعد همه مدالها را ایرانیان درو خواهند کرد. اما . . همه باید یک چیز را یادمان باشد: المپیک هرگز جای کسب تجربه و سفر توریستی نیست. کسی که رفته است و باخته باید سرش را پایین بیندازد و شرمنده باشد. شرمندهتر البته سیستمی است که سالهاست نسل جوان این کشور را عادت داده است به بزدلی، حقارت و شرمندگی.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 18:25  توسط نازی مانوی  | 

نمی شود همیشه دشمن خو به همه چیز چنگ اندازی

 این شعر ریلکه را خیلی دوست دارم در این غروب دلگیر غربت آن را تقدیم میکنم به همه دوستان.

آسودن! و سرانجام مهمان شدن!

نمی شود زبون وار به آرزوهایت ناخنک بزنی

نمی شود همیشه دشمن خو به همه چیز چنگ اندازی؛

سرانجام می گذاری هرچه رخ می دهد، بدهد.

و می دانی: هرچه پیش آید خوش است!

دلیری نیز روزگاری باید تن بگسترد.

خود را در ابریشم و کتان فروپیچد. بی خیال ِ همه چیز!

همیشه که نمی توان سرباز بود.

بگذار کاکل ات رها، و گریبانت باز شود، و راحت بنشینی بر تشکچه ی ابریشمین! بگذار آرامش پس از تن شویی تا نوک انگشتانت بدود!

آن وقت می آموزی زنان چه اند و آن سفیدتنان در چه کارند! و آن آبی پوشان به چه می مانند! و دست های خود را در چه حالتی می گیرند و آوای خنده شان چگ.نه است؛

وقتی پسران موطلایی

طبق های زیبای مملو از میوه های آبدار به مجلس می آورند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 19:23  توسط نازی مانوی  | 

سلام می کنم به همه

بالاخره وسوسه روزنامه نگاری رهایم نکرد و وادار شدم برای تسکین افسردگی ناگزیر مخاطب نداشتن! رو به وبلاگ نویسی بیاورم. همین. در اینجا مرور خواهم کرد گیرو گرفتهای ذهنی همه آدمهایی مثل خودم را در این روزگار وانفسا. شاید برای بعضیها جالب باشد و شاید باعث شود این دوروبر دوستانی پیدا کنم. حداقل اینکه به این محاکات ذهنی دائمم نظم خواهد داد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 16:15  توسط نازی مانوی  |